جنیفر لوپز بازیگر و خواننده مشهور هالیوودی همه ی وقت در صدر دقت ها بوده هست ورسانه ها همه ی وقت درمورد زندگی شخصی وی و رویدادها زندگی اش مطالبی منتشر می کنند.جنیفر لوپز با نام مستعار جی لو «Jlo» خواننده – هنرپیشه – رقاص – تهیهکننده موسیقی – تهیهکننده تلویزیونی – نویسنده و طراح مد آمریکایی هست
که با دقت به شهرت و محبوبیت چشمگیرش در تمام جهان چندین ازدواج ناموفق در زندگی خصوصی اش داشته هست و تنها زنی هست که دوبار در لیست جذاب ترین زنان جهانرتبه اول را کسب کرده هست. در این نوشتار با ما هرماه باشید تا 50 راز درمورد زندگی خصوصی و حرفه ای وی را بدانید.
۱. نام کامل جنیفر لین لوپز هست و در «24 جولای 1969» در برانکس نیویورک به جهان آمده هست. او در خیابان بلکراک بزرگ شده هست.
۲. پدرش متخصص رایانه و مادرش معلم مهدِ طفل هست.
۳. وقتی پنج سال داشت در کلاسهای رقص و آواز شرکت کرد.
۴. جنیفر در مدارس دخترانه حضور داشت و از دبیرستان پرستون برانکس فارغ التحصیل شد.
۵. جنیفر برای یادگیری رقص به منهتن رفت و در همان استودیویی که تمرین می کرد نیز میخوابید.
۶. یکی از نخستین اجراهای او در ژاپن بود که در کنسرت موسیقی یک رقصنده بود.
۷. در نخستین روزهایش برای گروه One خوانندگی می کرد. نخستین اجرای بزرگ او رقصیدن پشت سر New Kids on the Block در مراسم جوایز موسیقی ایالات امریکا بود.
۸. موفقیت بزرگ او در سریال کمدی In Living Color بود که در آن یکی از اعضای Fly Girls بود.
۹. جنیفر در ویدئوی That’s The Way Love Goes و در تورهای جنت جکسون با او کار کرده هست.
۱۰. وقتی جنیفر در حال بزرگ شدن بود همواره از تناسب اندام خوبی برخوردار بود. وی را در باشگاه La Guitarra می نامیدند زیرا اندامش مثل یک گیتار بود.
۱۱. اما در برانکس، محله زادگاهش، لقبش Supernova بود.
۱۲. نخستین فیلم مهم او Mi Familia: My Family اثر گریگوری ناوا بود.
۱۳. جنیفر در سال ۱۹۹۶ برای نخستین بار روی جلد مجله Latina ظاهر شد.
۱۴. نخستین نقش اصلی او به جای سلنا کوینتانیلا پرز در فیلم سلنا «۱۹۹۷» بود.
۱۵. او برای بازی در نقش سلنا ۱ میلیون دلار دریافت کرد.
۱۶. سال ۱۹۹۸ جیلو در انیمشن مورچهها صداپیشگی کرد.
۱۷. در زمان فیلم برداری قطار پول با وودی هرلسون و وزلی اسنایپس، هردو به او نظر داشتند و خواستار ارتباط با او بودند که او هردو را رد کرد. بعدها در گفت و گوای گفت: اون «اسنایپس» تا دو ماه با من حرف نمیزد. و پیش خودم فکر کردم عجب احمقیه!
۱۸. این آخرین باری نبود که در صحنه به او توصیه میشد. جنیفر میگوید هنگام فیلم برداری فیلم «Blood and Wine ۱۹۹۸» با جک نیکلسون در میامی، استفن دورف نیز به او توصیه داد. بعد از رد شدن او به شدت غمگین شد اما جنیفر به او گفت: ببین، در حال آماده هیچ علاقهای به این طور روابط ندارم، پس از دستم خشمگین نباش!
۱۹. جنیفر اوجانی نوا، نویسندهی کوبایی و همسر اولش را در حال فیلم برداری Blood and Wine دیدار کرد. او در آن زمان تنها ۲۳ سال سن داشت.
۲۰. این ازدواج تنها ۱۳ ماه دوام آورد.
۲۱. جیلو نخستین هنرپیشه زنی هست که در یک هفته یک فیلم «The Wedding Planner» و یک مجموعه پرفروش عدد یک داشته هست. مجموعه دوم جنیفر با نام JLo کهدر ۲۳ ژانویهی ۲۰۰۱ منتشر شد غوغا کرد.
۲۲. در سال ۲۰۰۱ خط ساخت لباس خود را با نام JLo راهاندازی کرد.
۲۳. جنیفر لوپز برای ایفای نقش در فیلم Monster-in-Law «۲۰۰۵» پانزده میلیون دلار دریافت کرد که در آن زمان بالاترین جایزه در بین هنرپیشگان زن لاتین هالیوود بود.
۲۴. او شرکت ساخت خود را نیز دارد. جنیفر با کمک مدیر سابق، بنی مدینا شرکت «Nuyorican Productions» را راه اندازی کرده هست.
۲۵. جیفر تنها زنی هست که توانسته هست دو بار در لیست خوشگلترین زنان جهان رتبهی اول را به خود اختصاص دهد.
۲۶. جنیفر لوپز کفشهایی با سایز شش میپوشد.
۲۷. وقتی روی نخستین آلبومش به نام On the 6 کار میکرد، با شان کومبز آشنا و وارد ارتباط شد. در ۱۹۹۹ جنیفر لوپز و شان کومبز موزیسین در نتیجهی تیراندازی در یک کلوپ شبانه دستگیر شدند و پلیس یک اسلحهی سرقتی از آنها پیدا کرد. جنیفر تبرئه شد اما کومبز متهم بود.
۲۸. او کریس جاد، همسر دومش را در حین فیلم برداری ویدئوی Love Don’t Cost A Thing دیدار کرد. جاد یک رقصنده بود. حتی زمانی که هنوز با کومبز در ارتباط بود با جاد ارتباط داشت. پس از ۹ ماه این دو از یکدیگر طلاق گرفتند.
۲۹. پس از طلاق از جاد، یک ارتباطی زیبا و طوفانی را با بن افلک نخست کرد. این دو در حین فیلم برداری Gigli با یکدیگر آشنا شدند. در مارس 2002، در هالیوود ریپورتر یک تبلیغات3000 دلاری تمام صفحه را نشان داد و از ظرافت روح، زیبایی دلیری، همدلی فوقالعاده، استعداد شگرف، توازن و وقار حقیقی جنیفر تعریف کرد.
۳۰. این زوج در نشریات به بنیفر مشهور شدند و محبوبیت زیادی کسب کردند. این زوج در دو فیلم رده متوسط کنار یکدیگر بازی کردند «Gigli و Jersey Girl».
۳۱. در نوامبر ۲۰۰۲ بن با یک الماس صورتی ۶٫۱ قیراطی به او توصیه ازدواج داد. با این حال در سپتامبر ۲۰۰۳ این زوج یک روز پیش از مراسم آن را به مدت نامعلومی به تعویق انداختند و علت آن را مزاحمت رسانهها اعلام کردند.
۳۲. در همین سال بود که جنیفر لوپز با بن افلک نامزد شد و ترانهی Dear Ben را نوشت که درموردی بن و عشق خودش به او بود.
۳۳. به دنبال جدایی از بن افلک در ژانویهی ۲۰۰۴، لوپز با دوست قدیمی خود یعنی مارک آنتونی وارد ارتباط شد. این زوج در ژوئن همان سال ازدواج کردند.
۳۴. دیدنی هست بدانید که همسر سابق جنیفر، کریس جاد و نامز سابق او، یعنی بن افلک در یک روز به جهان آمدهاند. گرچه بن سه سال از کریس بزرگتر هست.
۳۵. مارک، جنیفر را به نام مستعار لولا صدا میکرد.
۳۶. جنیفر لوپز نقش سارا در Hitch را نپذیرفت که ویل اسمیت هم در آن بازی می کرد.
۳۷. در آگوست ۲۰۰۷ رتبهی اول برترین باسن هالیوود را از جانب مجلهی Touch به دست آورد.
۳۸. در ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، جنیفر لوپز بیشتر در پشت صحنه و بعنوان تهیهکنندهی اجرایی سریالهای تلویزیونی South Beach و Dance Life، فیلم Feel the Noise و مینیسریال Jennifer Lopez Presents: Como Ama una Mujer فعالیت کرد.
۳۹. لوپز در آخرین شب از تور En Concierto خود اعلام کرد که او و مارک آنتونی قرار هست صاحب یک دوقلو شوند.
۴۰. در ۲۲ فوریهی ۲۰۰۸ و در لانگآیلند نیویورک، لوپز صاحب پسری به نام ماکسیمیلیان و دختری به نام امه ماریبل شد.
۴۱. در ۱۱ مارس ۲۰۰۸ لوپز و دوقلوهایش در چهارهفتگی روی جلد مجلهی پیپل ظاهر شدند. لوپز به دلیل این تصویرها ۶ میلیون دلار دریافت کرد.
۴۲. پس از بچهدار شدن، مدتی به خود استراحت داد تا لذت مادر شدن را بچشد. او بعد از ۱۵ ماه و با فیلم The Back-Up Plan بازگشت.
۴۳. جنیفر لوپز در سال ۲۰۰۹ شکایتی را علیه همسر سابقش اوجانی نوا مطرح کرد و وی را به تلاش برای انتشار ویدئوهایی خصوصی متهم کرد.
۴۴. در آوریل ۲۰۱۲ جنیفر و همسرش مارک آنتونی اتمام ازدواج ۷ سالهشان را اعلام کردند.
۴۵. جنیفر لوپز برای صداپیشگی در نقش گلوریا اسب آبی، در انیمیشن ماداگاسکار در نظر گرفته شده بود اما این نقش به جادا پینکت اسمیت رسید.
۴۶. از اکتبر ۲۰۱۱ لوپز با کاسپر اسمارت رقصندهی حامی خود در ارتباط بوده هست. لوپز میگوید من خانوادهای غیرسنتی دارم. یک مادر تنها هستم، پدر بچههایم با آنها زندگی نمی کند و سه نامادری از دو مادر دیگر دارند…این سنتی نیست.
۴۷. لوپز در سال ۲۰۱۲ Q’Viva! The Chosen را به راه انداخت، یک شوی استعدادیابی که توسط سیمون فولر خلق شد و در آن لوپز، مارک آنتونی و جیمی کینگ کارگردان و طراح رقص، به دنبال یافتن استعدادهایی برای برنامهی لاس وگاس به ۲۱ کشور آمریکای لاتین سفر میکنند. مارک آنتونی و جیلو فقط در برنامه کنار یکدیگر بودند چرا که بعد از ۷ سال زندگی مشترک در سال ۲۰۱۲ طلاق گرفته بودند.
۴۸. جنیفر در فصل های ۱۰، ۱۱ و ۱۲ امریکن آیدل داور بود.
۴۹. او الکل نمی نوشد.
۵۰. در 1 جولای 2013 جنیفر برای قربان قلی بردی محمدف رئیس جمهور سرکوبگر ترکمنستان اهنگ تولدت مبارک را خواند که بحث برانگیز شد. سخنگوی او گفت اگر جنیفر لوپز می دانست مسئله ای در ارتباط با دستمزد بشر وجود دارد اینکار را نمی کرد.
آزاده نامداری مجری غوغایی ایرانی که چندی قبل تصویر های بدون حجابش در سوییس منتشر شد به ایران بازگشت اما باز هم حواشی برای وی ادامه دار شد. بعد از ازدحام منتشر شدن تصویر های بی حجابی آزاده نامداری در کشور سوئیس خبرهایی در رسانه های گوناگون منتشر شده که حاکی توقیفِ این مجری تلویزیون هست.
خبر دستگیری آزاده نامداری در فرودگاه امام خمینی و بعد از بازگشت به ایران خبری بود کهبه سرعت در شبکه های مجازی منتشر شده هست.کانال معتبر تلگرامی سینما امروز صبح این خبر را تایید کرد و نوشت که یکی از مسئولین فرودگاه خبر توقیف این مجری را تایید کرده هست.
برخی از کانال های تلگرامی از جمله کانال ستاره ها نوشتند که یکی از افوام درجه یکآزاده نامداری به سازمان مجاهدین خلق پیوسته هست و آزاده نامداری برای پاسخدهی به برخی از سوالات توقیف شده هست.خبرگزاری مهر نیز در صحبت با مدیر کل حبس های ایران نوشت که اسم آزاده نامداری در هیچ یک از زندانهای کشور دیده نمیشود وبه احتمال چندان فقط دستگیر شده هست.
آزاده نامداری مجری سرشناسی که بعد از انتشار تصویر های بدون حجابش در سفری کهبه همراه همسر و دخترش به سوئیس داشت به یکی از سوژه های اصلی رسانه ها تبدیل شده هست سرانجام بعد از مدتها سکوتش را شکست و صفحه اینستاگرامش را با انتشار تصویری از دخترش گندم به روز کرد.
به گزارش پارس ناز چند روز پیش رسانه های خبری – خبری مبنی بر دستگیر آزاده نامداری در فرودگاه در زمان بازگشت به ایران منتشر کردند که انتشار تصویری از دختر آزاده نامداری در روز قبل این شایعه را تکذیب میکند.
آزاده نامداری با انتشار این تصویر
با هم میپردازیم به بازخوانی پرونده غوغایی الیزابت دختری که توسط پدرش 24 سال تمام زندانی بود و از وی بچه دار نیز شد. وقتی که بچه ها بزرگ شده و به سنین نوجوانی میرسند فکر میکنند دیگر میتوانند مستقل شده و به تنهایی و بر زمینه تصمیمات شخصی خودشان زندگی کنند. در اغلب موارد این افراد اشتباه میکنند
و به بیراهه میروند. در واقع این افراد برای رسیدن به چنین بلوغی به زمان بیشتری نیاز دارند. اما موضوع به همین سادگی نیست زیرا گاها اتفاقاتی برای افراد نابالغ میوفتد که دل انسان را به درد می آورد اتفاقاتی که در ماه های جدید در کشور خود ما نیز شاهد آن بوده ایم.
این رویدادها چنان بیرحمانه و شنیع میباشند که حتی گفتگو کردن از انها نیز انسان را به خشم می آورد. در ادامه ی این مقاله قصد داریم شما را با حکایت دختری آشنا کنیم کهبیش از دو دهه در دام پدر روانی اش گرفتار بوده و در زیرزمین منزل ی پدری اش حبسشده بود.
الیزابت فریتزل دوران کودکی بسیار سختی داشت و نمیتوان در این راستا شکی داشت. ازهمان دوران کودکی وی توسط پدرش مورد شکنجه و بدرفتاری قرار میگرفت و مادرش نیز گاه گاه به او بی توجهی میکرد. وقتی که الیزابت به سن 18 سالگی رسید فهمید که دیگر دوران شکنجه و بدرفتاری والدینش به اتمام رسیده هست
و بالاخره زمان آزادی فرا رسیده هست. الیزابت در شهر آمستتن در اتریش به جهان آمد. مادر و پدرش در سنین بسیار پایین با هم ازدواج کرده بودند. در آن دوران جوزف 21 سال و عروسش رزماری تنها 17 سال سن داشت. این دو به شدت به یکدیگر علاقه داشتند و همین عشق باعث شد که انها خیلی سریع تشکیل خانواده داده و مستقل شوند
آقا و بانو فریتزل ۷ فرزند دارند؛ دو پسر و ۵ دختر از جمله الیزابت حکایت ما. اگر چه الیزابت نیز بخشی از این خانواده ی پرجمعیت بود اما همۀ وقت} مورد آزار و آزار پدرش واقع می شد و بسیار اکثر از برادران و خواهرانش مورد بی مهری والدینش قرار میگرفت. با این وجود وی با این امید که روزی این مکان و زندگی نکبت بارش را ترک خواهد کرد
به زندگی در خانواده ای که به سختی در آن رنج میکشید ادامه می داد. در سن ۱۵ سالگی و پس از به اتمام رساندن دوران مدرسه در یک رستوران بعنوان پیشخدمت مشغول به کار شد و در این رستوران رفقا خوبی پیدا کرد. وی حکایت شکنجه ها و آزار و آزارهای پدر سنگدلش را با یکی از دوستانش در بین گذاشت. از این جهت، الیزابت و دوستش یک روز تصمیم گرفتند که فرار کرده و به شهر وین بروند.
از بدشانسی الیزابت وی هنوز به سن قانونی نرسیده و به همین علت پلیس وی را یافته و نزد خانواده اش بازگرداند. او بار دیگر به پیشخدمتی در رستوران سابق مشغول شد و خیلی زود کاری در شهر مجاور یعنی لینتز به وی توصیه شد. شانس به او رو آورده بود و اکنون که دیگر به سن قانونی ۱۸ سالگی رسیده بود
می توانست بدون اجازه ی پدر و مادرش هر جا که دلش خواست برود و از دست آزار و آزارهای آنان رها شود. بدین ترتیب در (29 آگوست سال ۱۹۸۴) الیزابت بدون اینکه به کسی، حتی دوستانش، چیزی بگوید غیب شد. الیزابت به معنای حقیقی کلمه غیب شده بود و هیچ کسی نمیدانست او کجا رفته هست.
بی درنگ مادر الیزابت خبر گم شدن وی را به پلیس داد. اگر چه الیزابت قبلا ًنیز از منزل رفته بود اما رزماری که اکنون با غیبت سه ماهه دخترش مواجه شده بود باور پیدا کرد که این بار شرایط با دفعه ی قبل متفاوت هست.
رزماری از شدت آزار و آزارهایی که شوهرش در حق دخترشان روا می داشت اطلاعی نداشت اما بارها از الیزابت شنیده بود که روزی به تنهایی منزل را ترک خواهد کرد. اما حتی با این شرایط میدانست که دخترش بدون خداحافظی برای همه ی وقت وی را ترک نخواهد کرد. تقریبا یک ماه بعد، جوزف فریتزل، پدر الیزابت، نامه ای را به پلیس داد
که از براونائو پست شده و در آن نوشته شده بود که الیزابت از زندگی با خانواده اش خسته شده و همراه با دوستش زندگی میکند. او در نامه اش اخطار داده بود که دنبال او نگردند در غیر این صورت کشور را برای همه ی وقت ترک خواهد کرد. اما دشوار هم چنان این بود که کسی از محل دقیق زندگی الیزابت خبر نداشت و دوستانش نیز کوچکترین اطلاعاتی در مورد او نداشتند.
پدر الیزابت بر این باور بود که دخترش به یک فرقه ی مذهبی گرویده و به احتمال فراوان اکنون گروگان آن هاست و یا وی را شستشوی مغزی داده اند. به قول ی پدرش، الیزابت همۀ وقت} شخصیتی نفوذ پذیر و سست عنصر داشته و جوزف فریتزل این نظرات را به پلیس منتقل کرد و ادعا کرد
که به احتمال قریب به باور دخترش به نوعی فرقه ی مذهبی پیوسته هست. اما واقعیت این بود که الیزابت نه به فرقه ی مذهبی خاصی پیوسته و نه توسط کسی ربوده شده و زندانی شده بود.
روزی که الیزابت غیب شد او و پدرش تنها در منزل بودند و جوزف از دخترش خواسته بود که برای بردن یک در سنگین به زیرزمین به وی کمک کند. وقتی که آنها به زیرزمین رسیدند، جوزف یک حوله ی آغشته به ماده ی بیهوش کننده ی اتر را جلوی دهان الیزابت گرفت و بعد از بیهوش شدن الیزابت وی را به زنجیر به دیوار زیرزمین بست. اتاقکی که جوزف در زیرزمین ساخته بود عایق صدا بوده و با بیرون از زیرزمین هیچ ارتباطی نداشت.
دیدنی اینکه هیچ یک از اعضای خانواده ی فریتزل از وجود این اتاقک در زیرزمین منزل ی خود نیز اطلاعی نداشتند. جوزف وی را در این دخمه حبس کرده بود که مطمئن شود دخترش دیگر هیچوقت فرار نخواهد کرد. وقتی که الیزابت به هوش آمد پدرش شرایط را برای وی توضیح داد. او دیگر هیچ گاه نمی توانست از زیرزمین خارج شود و یا دوستانش را ببیند و حتی خانواده اش را دیگر نمی توانست دیدار کند.
سپس در حالیکه اسلحه اش را روی سرش گذاشته بود وی را مجبور کرد که نامه ای جعلی نوشته و بگوید که از شهر رفته و کسی دنبال او نگردد. در ادامه، جوزف همان نامه را به پلیس داد. بدین ترتیب به مدت ۲۰ سال تمام الیزابت در اتاقک داخل زیرزمین حبس شده بود و به طور متوسط هر سه روز یکبار پدرش برای وی غذا و چیزهای دیگر می آورد.
آزار و آزار جوزف در حق دخترش از قبل نیز شدیدتر شد و پس از شکنجه ی جسمی و روحی کار به مرحله ی شکنجه ی جنسی رسید. در نتیجه ی این عمل شنیع الیزابت در طول دوران بردگی خود ۷ بار آبستن شد و سه طفل او به اسم های کرستین، استفان و فلیکس نیز در طول دوران بردگی مادرشان با او همراه شدند. سه طفل دیگر نیز در کمال ناباوری توسط جوزف و همسرش رزماری در طبقه ی بالای منزل ی مسکونی شان بزرگ شدند.
جوزف ادعا کرده بود که این بچه ها را در خارج از منزل پیدا کرده و ادعا کرده بود که این بچه های سرراهی با اسم های لیزا، مونیکا و الکساندر توسط دختر شرورشان در نزدیکیها منزل ی پدری اش رها شده اند چون توانایی فراهم سازی خرج های آنها را نداشته هست. وقتی که بچه های چهارم به جهان آمد،
جوزف در اقدامی سنگدلانه تر از قبل الیزابت و فرزندانش را برای بزرگ تر کردن زندانشان به کار گماشت و ان ها مجبور شدن با دست خالی خاک را کنده و محل زندگی خود را به سختی به ۴۰ متر مربع افزایش دهند. وی یک تلویزیون، یک رادیو، یک دستگاه اکران کلیپ، یک یخچال برای تندرست نگه داشتن غذا و همین طور یک اجاق گاز نیز برای آنها تهیه کرد.
هر کدام از این زندانیان که از او پیروی نمیکردند به شدت تنبیه شده و هشدارهای خوفناکی دریافت میکردند. وی به آنها گفته بود هر شخصی که به در زیرزمین یا قفل های آن دست بزند در نتیجه ی شوک الکتریکی خواهد مرد.
همچنین به انها اخطار داده بود که در صورت تلاش برای فرار کردن آنها را با گاز خفه خواهد کرد. در صورتی که نافرمانی یا اعتراضی صورت میگرفت برای مدتی از نور و غذا محروم میشدند. از این جهت الیزابت به جای تلاش برای فرار کردن کوشش کرد که بچه هایی که برایش باقی باقیمانده بودند را زنده نگه داشته و از آنان مراقبت کند.
رزماری که از اتفاقاتی که در زیرزمین منزل اش رخ می داد کاملاً بی آگاهی بود هیچ گاه شک نکرد که چرا شوهرش به او و فرزندانشان اجازه ی وارد شدن به زیرزمین را نمیدهد. جوزف به آنها گفته بود که زیرزمین محل کار پنهان اوست و کسی حق وارد شدن به آن را ندارد. دیدنی اینکه افرادی که برای کمک به خانواده ی فریتزل در بزرگ کردن «بچه های سرراهی» به منزل ی انها می آمدند نیز در این مدت متوجه چیز غیرعادی یا سر و صدای خاصی نشده بودند.
مستاجری که طبقه ی همکف این منزل ی مسکونی را به مدت 12 سال اجاره کرده بود ادعا میکرد که بارهای صداهای مبهمی را از زیرزمین شنیده اما هیچوقت علت انها را نفهمیده هست. گرچه جوزف به همه ی گفته بود که این سر و صداها از سیستم گرمایش گازی منزل که در زیرزمین قرار داشت میآید.
یک روز کرستین، دختر الیزابت که اکنون ۱۹ سال سن داشت به سختی مریض شد به گونه ای که جوزف نتوانست در برابر خواهش های الیزابت برای بردن او به بیمارستان پایداری کند. این تنها باری بود که جوزف نسبت به دخترش و بچه های او کوچکترین ترحمی میکرد و همین موضوع نیز باعث برملا شدن راز 20 ساله ی او و آزاد شدن الیزابت و سه فرزند او شد.
الیزابت به جوزف کمک کرد که کرستین را در ظلمات شب از زیرزمین خارج کرده و به بیمارستان ببرند. این نخستین باری بود که الیزابت در طی ۲۴ سال قبل از زیرزمین خارج شده و فضا و هوای آزاد و محیط بیرون را تجربه میکرد. جوزف حکایت مضحکی سر هم کرده و به پرسنل بیمارستان گفته بود
که کرستین را در خیابان پیدا کرده هست و این موضوع کمی شک برانگیز بود اما وقتی مسئولین بیمارستان سراغ پدر و مادر کرستین گشتند ردی از آنها در بیمارستان نیافتند. کرستین در نتیجه ی عدم جنبش به دشواری های شدید کلیوی مبتلا شده بود. در ادامه مسئولین بیمارستان پلیس را در جریان قرار دادند و کرستین تمامی ماجرا را برای آنها بازگو کرد.
بدین ترتیب الیزابت و فرزندانش بعد از ۲۴ سال حبس توسط پدرشان آزاد شدند. الیزابت و ۶ فرزندش مراقبت های درمانی کاملی دریافت کرده و برای مدتی نیز تحت درمان های روانی قرار گرفتند. آنها در نهایت به یک روستای نامعلوم در مناطق مرکزی اتریش فرستاده شدند. اگر چه آنها مجبور بودند
برای مدت طولانی تحت درمان های روانی مربوط به اضطراب استرسی پس آسیبی قرار بگیرند اما از در کنار هم بودن و بازی کردن در محیط آزاد لذت می بردند. جوزف فریتزل در (19 مارس ساال ۲۰۰۹) به حبس ابد بدون امکان خواهش بخشش یا کاهش مجازات تا ۱۵15 سال آینده محکوم شد. او این فرمان را بدون کوچکترین بحث و اعتراضی پذیرفت
و در حبس گارستن اَبی و در قسمت مخصوصِ این حبس برای نگه داری افراد روانی زندانی شد و بدین ترتیب به احتمال فراوان او دیگر رنگ روشنایی و هوای آزاد را نخواهد دید.